۷۷: پیامبر شکیبا!
آبان ۱۰, ۱۳۹۵
۷۹: افکار فروید غلغلکی نیست!
آذر ۹, ۱۳۹۵

راست می گویند که قدرت عشق، بی نهایت است! شاید اغراق می کنند، نمی دانم، عشق ساختار معینی ندارد، از همینش بدم می آید! به سادگی قابل درک نیست، گاهی با یک نگاه می آید، گاهی یک عمر طول می کشد تا سر برآورد، ناشناخته است، شاید دنیا بدون عشق زیباتر می بود، حداقل آدم تکلیفش را میدانست، میدانستی برای وصف حس و حالت نیازی به کلمات نداری، اما عشق تو را محصور کلمات می کند، واژه ها تو را مجبور می کنند به بیان کردنشان، و اگر در این امر کمی بلغزی، همه چی از بین می رود، انگار نه عشقی بوده نه عاشقی، کلمات تو را تحریک می کنند، اما زمانی که درست ادایشان نکنی ، به خودت برمیگردند، مثل چاقوی برنده ای قلبت را می درند، و تو میفهمی که همه ی این مصیبت ها از گور عشق بلند می شود.
ای کاش همه لال بودند، ای کاش انسان ها ناتوان بودند در سخن گفتن. با دهانشان فقط نفس می کشیدند، مگر نفس کشیدن کم اهمیت دارد؟! کلمات نفسهایمان را مسموم می کند، ای کاش چشم ها حرف می‌ زدند، آدم از دیدن خسته می شود…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *