۳۲
مرداد ۱۶, ۱۳۹۳
۳۴
شهریور ۲۰, ۱۳۹۳
بگذریم!:
چه می شد گفت؟! دعو ا بر سر آینده؟! این هم جنگ و جدال برای آن تنها در مخیله ی بشر می گنجد.
بشری که تاب تحمل مشکلات را ندارد اما خیالبافی می کند! می کوشد بهتر شود اما به استیصال کشیده می شود. آیا راهی به رهایی است؟!
از همه اینها که بگذریم _ آیا می شود گذشت؟- می رسیم به دغدغه! معنای این کلمه بیش از لفظش مجهول است. کسی را نیافتم که آنرا برایم بشکافد یا کامل بشکفاد.
و باز هم می گذریم_راه دیگری نداریم!!_ در چه غرق شویم؟! در خود؟! در دیگران؟ در آینده یا در گذشته؟! در دغدغه ها یا آرامش مان؟!_ اگر واقعا داریمشان_ در چه حل شویم؟!
و باز هم بگذریم_ این گذشتن انتخابی بود_ به چه می رسیم هیچ؟! پوچی؟! نه! نهیلیسم اوج استیصال است! درمانده شدن همیشه از چاله به چاه افتادن بوده و هست! از ریشه کنده شویم به چه چیزی به چسیبم؟! به هوا به اکسیژن!!؟ انسان موجودی چسبنده و آویزان است. نیاز به میزبان دارد! نیاز به مثال زدن ندارد.ببینید! دیدن بهترین  نمونه است! خودش اولین قدم برای چسبیده شدن است!
انسان هایی که به استیصال کشیده و یا به نهیلیسم گرویده می شوند!! خودشان را آزاد کرده اند ولی باز چسبیدند!! به پوچی! این ذات انسان هست که بچسبد! نمی توان گفت انگل چون اراده دارند و این اراده منجی آنان در شرایط سخت زندگانیست! اما توانایی استفاده از آن را ندارند . البته انسان های موفق بحثشان جداست! از آنها باید الگو گرفت! و الگو ها را چکش زد، صیقل داد تا در قالب ما جای گیرند!
بله الگو بگیرید و بگذرید!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *