دسته‌بندی نشده

مهر ۱۴, ۱۳۹۴

۶۵: سکوت معنادار

من سکوت می کنم پس هستم! من چیزی نمی گویم، کاری نمی کنم اما هستم. ثابت می کنم که هستم با نگفته هایم. من… من! من […]
مهر ۲, ۱۳۹۴

۶۴: برزخ لعنتی

خداوند بهترینِ تلاش کنندگان است. این را من می گویم. کسی که تلاشی نمی کند. خداوند بهترین متضاد من است… ملموس ترینش. می میراند و زنده […]
مرداد ۲, ۱۳۹۴

۶۳: زندگی سخنور

دوست دارم بیشتر بنویسم نه برای خوانده شدن بلکه برای خواندن! خواندن خود. ولی همه ی نویسندگان برای نوشتن نیاز به تلنگر دارند، یک حادثه، اما […]
اسفند ۱, ۱۳۹۳

۵۰: پیچش دایره

آواز تنهاییست. گنجشگک سحر خیز را می گویم. برای من می خواند. جفتش را گم کرده و برای یک هم درد  می خواند. شاید مثل من […]
بهمن ۲۴, ۱۳۹۳

۴۹: روز مرگ!

روز عشق…! ۳۶۴ روز می گذرد و ناگهان روز عشق!! ۳۶۴ روز شبیه هم و ناگهان پسوند عشق! ۳۶۴ روز به هم دیگر می خندند، با […]
بهمن ۲۳, ۱۳۹۳

۴۸: رسم بازی

اگر آغازی وجود داشت در تاس نهان بود. برای من ۱ و ۲  و برای او جفت شیش.بازی همیشه ساده بود. وقتی دل ها برای اوست. […]
آذر ۲۰, ۱۳۹۳

۴۶: دَوَران زندگی

من مگس ام… میگردم… من گردم… می گردم من دودم‌‌‌… محو می شوم… من چوبم… می سوزممن عملی ام که در عمل انجام شده قرار گرفت…من […]
آذر ۱۲, ۱۳۹۳

۴۵: به کمی درک و توجه نیازمندیم!

این متن تلاشی است برای نویسنده شدن. یحتمل تلاش بعدی هم برای نویسنده ماندن. و باز تلاشی برای آرامش یافتن… تلاش… تلاش…می گویند آرزو بدون تلاش […]
آذر ۷, ۱۳۹۳

۴۴: تصمیم با تو!

بگذار مثل راننده تاکسی حرف بزنم . بگذار جلوی آینه به ایستم و به آنها بگویم« داری با من حرف می زنی» . بگذار قلمم را […]