قصه های همینجوری

تیر ۹, ۱۳۹۴

۶۲: صدای تنهایی

تق تق . صدای چکش… بر روی چی؟! شاید صدایی… – سلام.-سلام– سر دردت خوب شد؟!قیژژ قیژژ صدای اَره !– مگه برای تو فرقی هم می […]
شهریور ۲۱, ۱۳۹۳

۳۷

واقعیتی دست خوش تغییر برای من سخت هست تمثیل وار و داستان وار حرفم را بگویم. اما چه می شود کرد آشک کشک خاله هست هر […]
مرداد ۱۰, ۱۳۹۲

۲۵

“اُوِر هد در قلمروی شیاطین” لوکیشن لازمه: دانشکدهدوشنبه های ترم قبل برای همه ی ما کابوسی بود دهشناک!، مخصوصا اگه از همون اولش با چرندیات بهداشتی آغاز […]