فروردین ۱۰, ۱۳۹۴

۵۶: تلاش های بی ثمر

برای ما که تو شمال زندگی می کنیم به معنای واقعی کلمه «دست کوتاه و خرما بر نخیله»
فروردین ۱۰, ۱۳۹۴

۵۵: وظیفه ی محول

الان که همه خوابین یه قیچی بیداره داره سیاهی شبو تیکه تیکه میکنه
فروردین ۵, ۱۳۹۴

۵۴: منطق الاسرار۱

وقتی رستگاری در شاوشانگ رو فیلم متوسطی میبینی، یعنی این حقو داری که روی این جامعه برینی!
فروردین ۴, ۱۳۹۴

۵۳:امید هرزه

روزنه های امید سوراخ شدند. بهتر بگویم گشاد شدند! تنها مانده ام میان این حفره ها. اسیر شدم در تلی از سلول های امیدواری. من ساخته […]
اسفند ۲۷, ۱۳۹۳

۵۲: تلاشی برای به انزوا کشیدن شادی

اشتیاق برای شاد بودن، شاد زیستن، شاد کردن و شاد مردن! شاد مردن؟! آیا کسی می تواند ادعا کند که شاد میمیرد. آیا یک انسان مرده […]
اسفند ۱۶, ۱۳۹۳

۵۱: تکرار مکررات

این لباس پوشیدنی نیست. این فکر کردنی نیست. این اشتیاق داشتنی نیست. این تکاپو این اضطراب این صدای درونم که مرا به ترساندن تشویق می کند […]
اسفند ۱, ۱۳۹۳

۵۰: پیچش دایره

آواز تنهاییست. گنجشگک سحر خیز را می گویم. برای من می خواند. جفتش را گم کرده و برای یک هم درد  می خواند. شاید مثل من […]
بهمن ۲۴, ۱۳۹۳

۴۹: روز مرگ!

روز عشق…! ۳۶۴ روز می گذرد و ناگهان روز عشق!! ۳۶۴ روز شبیه هم و ناگهان پسوند عشق! ۳۶۴ روز به هم دیگر می خندند، با […]
بهمن ۲۳, ۱۳۹۳

۴۸: رسم بازی

اگر آغازی وجود داشت در تاس نهان بود. برای من ۱ و ۲  و برای او جفت شیش.بازی همیشه ساده بود. وقتی دل ها برای اوست. […]